تبلیغات
سراب هویت - مد گرایی در لباس! قسمت پایانی
 
                                                          
درباره وبلاگ

هو المحبوب
با عرض سلام و خوش آمد گویی. وبلاگ سراب هویت حاصل تلاش گروهی دلسوز بوده که تلاش دارند با استفاده از تعالیم ولی امر مسلمین جهان گوشه ای از واقعیتها و ارزشهای انسانی را یادآور شوند. برآنیم هویت در معرض خطر انسانها را که در مرحله سراب است متذکر شویم. إن شاءالله بتوانیم هرچند کم در مقابل تهاجمات فرهنگی بی وقفه غرب بایستیم.
پل ارتباطی ما : sarabehoveyat@yahoo.com
بزودی سیستم پیامک راه اندازی خواهد شد
مدیر وبلاگ : سربازان گمنام
نویسندگان
نظرسنجی
تا چه حد با مسابقات یوروویژن آشنایی دارید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرخط آخرین اخبار
لحظه شمار ظهور

تبلیغات



* تعریف فخر

فخر یك حالت روحی و ذهنی است كه باعث می‌شود فرد در حضور دیگری یا دیگران چنین وانمود كند كه به خاطر داشتن مزیتی یا متاعی كه دیگران حاضر فاقد آن هستند، نسبت به آنها برتر و بهتر است.
توجه به این نكته ضروری است كه زبان‌فروشی اكثراً زبان حال است نه زبان قال، یعنی فخر فروشان بیشتر با طرز رفتار و قیافه گرفتن خود شان اظهار فخر می‌كنند نه با زبان و سخن اگرچه گاهی هم با زبان وسخن این كار را می‌كنند.

فرمول فخر: من بهتر از شما هستم چون دارای x هستم كه شما فاقد آن هستید.

مثالها: من والاتر از تو هستم چون از فلان نسب و حسبم

من والاتر از شما هستم چون قد و قیافه من بهتر و زیبا تر است.

توجه به این نكته ضروری است كه هرچه قدر سطح فكر آدم‌ها پایین باشد، امور مورد تفاخر آنها هم نازل و كم ارزش‌تر می‌شود. حتی دیده شده است كه برخی افراد به خاطر سنگ قبر والدین یا كمّ و كیف مراسم كفن و دفن فخر فروشی می‌كنند.

اما خواص و انسان‌های سطح بالا هم دچار فخر و تفاخر می‌شوندگاهی به سبب علم خود (‌مانند دكتر پژوهان در سریال اغماء، گاهی به خاطر هنر شان گاهی به خاطر اوصاف اخلاقی شان و ...)
با اندكی دقت متوجه می شویم كه همه ما انسانها در معرض فخر و تفاخر هستیم.
نظر به اهمیت بحث فخر و تفاخر و نقش آن در مدگرایی منفی، آن را از دیدگاه قرآن كریم و احادیث هم بررسی می‌كنیم:
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ی حدید20

بدانید كه زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یكدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است [مَثل آنها] چون مَثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز كالاى فریبنده نیست
رسول الله(ص): من لبس ثوباً یباهی به، لیراه الناسُ لم ینظر الله الیه حتی ینزعه (كنز العمّال/41143) «هر فردی كه برای مباهات و فخر فروشی و به خاطر خودنمایی لباس بپوشد، خداوند تا زمانیكه آن لباس را پوشیده است به او نگاه نمی كند[ كنایه از این كه توجّه نمی‌كند، به او اعتناء و عنایت نمی‌كند]»
علی (ع): «أهلك الناسَ اثنان، خوفُ الفقر و طلبُ الفخر» (بحار/ج73/ص290) «دو چیز مردم را هلاك كرده است: یكی ترس از فقر و دیگری به دنبال فخر بودن»

علی(ع): «لاحُمقَ اعظمُ منَ الفخر» (غررالحكم و دررالكلم) «حماقتی بزرگتر از فخر فروشی نیست»
علی(ع): «من صنع شیئاً للمفاخرة حشره الله یوم القیامة اسود» (بحار/ج73/ ص292) هر كسی برای فخر فروشی زمینه‌ای فراهم كند (سبب و وسیله‌ای فراهم كند) خداوند او در روز قیامت رو سیاه محشور می‌كند.
فخر فروشی صفت شیطانی است.

علی(ع): فی صفة الشیطان؛ «فافتخر علی آدم بخلقه». شیطان به سبب آفرینش خود به آدم فخر فروشی كرد.
مدل و فرمول تفاخر شیطان چه بوده است؟

برای دیدن بقیه متن روی ادامه مطلب کلیک کنید


* تعریف فخر

فخر یك حالت روحی و ذهنی است كه باعث می‌شود فرد در حضور دیگری یا دیگران چنین وانمود كند كه به خاطر داشتن مزیتی یا متاعی كه دیگران حاضر فاقد آن هستند، نسبت به آنها برتر و بهتر است.
توجه به این نكته ضروری است كه زبان‌فروشی اكثراً زبان حال است نه زبان قال، یعنی فخر فروشان بیشتر با طرز رفتار و قیافه گرفتن خود شان اظهار فخر می‌كنند نه با زبان و سخن اگرچه گاهی هم با زبان وسخن این كار را می‌كنند.

فرمول فخر: من بهتر از شما هستم چون دارای x هستم كه شما فاقد آن هستید.

مثالها: من والاتر از تو هستم چون از فلان نسب و حسبم

من والاتر از شما هستم چون قد و قیافه من بهتر و زیبا تر است.

توجه به این نكته ضروری است كه هرچه قدر سطح فكر آدم‌ها پایین باشد، امور مورد تفاخر آنها هم نازل و كم ارزش‌تر می‌شود. حتی دیده شده است كه برخی افراد به خاطر سنگ قبر والدین یا كمّ و كیف مراسم كفن و دفن فخر فروشی می‌كنند.

اما خواص و انسان‌های سطح بالا هم دچار فخر و تفاخر می‌شوندگاهی به سبب علم خود (‌مانند دكتر پژوهان در سریال اغماء، گاهی به خاطر هنر شان گاهی به خاطر اوصاف اخلاقی شان و ...)
با اندكی دقت متوجه می شویم كه همه ما انسانها در معرض فخر و تفاخر هستیم.
نظر به اهمیت بحث فخر و تفاخر و نقش آن در مدگرایی منفی، آن را از دیدگاه قرآن كریم و احادیث هم بررسی می‌كنیم:
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَكُونُ حُطَامًا وَفِی الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ ی حدید20

بدانید كه زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یكدیگر و فزون‏جویى در اموال و فرزندان است [مَثل آنها] چون مَثل بارانى است كه كشاورزان را رستنى آن [باران] به شگفتى اندازد سپس [آن كشت] خشك شود و آن را زرد بینى آنگاه خاشاك شود و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است و زندگانى دنیا جز كالاى فریبنده نیست
رسول الله(ص): من لبس ثوباً یباهی به، لیراه الناسُ لم ینظر الله الیه حتی ینزعه (كنز العمّال/41143) «هر فردی كه برای مباهات و فخر فروشی و به خاطر خودنمایی لباس بپوشد، خداوند تا زمانیكه آن لباس را پوشیده است به او نگاه نمی كند[ كنایه از این كه توجّه نمی‌كند، به او اعتناء و عنایت نمی‌كند]»
علی (ع): «أهلك الناسَ اثنان، خوفُ الفقر و طلبُ الفخر» (بحار/ج73/ص290) «دو چیز مردم را هلاك كرده است: یكی ترس از فقر و دیگری به دنبال فخر بودن»

علی(ع): «لاحُمقَ اعظمُ منَ الفخر» (غررالحكم و دررالكلم) «حماقتی بزرگتر از فخر فروشی نیست»
علی(ع): «من صنع شیئاً للمفاخرة حشره الله یوم القیامة اسود» (بحار/ج73/ ص292) هر كسی برای فخر فروشی زمینه‌ای فراهم كند (سبب و وسیله‌ای فراهم كند) خداوند او در روز قیامت رو سیاه محشور می‌كند.
فخر فروشی صفت شیطانی است.

علی(ع): فی صفة الشیطان؛ «فافتخر علی آدم بخلقه». شیطان به سبب آفرینش خود به آدم فخر فروشی كرد.
مدل و فرمول تفاخر شیطان چه بوده است؟

* درمان فخر

1. تفكر در ماهیت جسمانی انسان

علی(ع): «ما لابن آدم و الفخر؟ اوله نطفة و آخره جیفة لا یرزق نفسه و لایدفع حتفه» (نهج البلاغة/ حكمت 454) بنی آدم را چه رسد كه فخر فروشی كند؟ در آغاز نطفه است و در پایان مردار (چند روز كه از دفن جنازه بگذرد، تبدیل به جیفه می‌شود)، قادر نیست روزی خود را بیافریند و قادر نیست مرگ را از خود دفع كند.

2. یاد قبر و مرگ

هر وقت دچار فخر شدیم برای رهایی از این بیماری روحی بهتر است به یاد قبر و مرگ بیفتیم. شاید علت مستحب بودن رفتن به قبرستان هر از چند گاهی، همین باشد كه فخر و كبر را از انسان دور می‌كند. فردی كه به كفش و كیف و لباس‌اش فخر می‌كند یا به ماشین و خانه و مدل تلویزیون خود فخر می‌كند، اگر بیاد بیاورد كه چند صباح دیگر بدون همه این امور فقط با چند متر كفن راهی قبرستان خواهد شد، دیگر دچار فخر نمی‌شود. یا فردی كه به سبب قد و قیافه‌اش دچار فخر و غرور شده است، اگر به‌یاد بیاورد كه همین قد و قیفه تبدیل به سفره‌ای برای حشرات و كرم‌های زیر زمینی خواهد شد، دچار فخر نمی‌شود.

علی(ع): «ضِع فخركَ و اَحطِط كِبرَك و اذكر قبرَك» (نهج البلاغه / خطبه 153)

فخر را فرو بگذار؛ تكبّر را دور بینداز و قبر خود را یاد كن

لازم به ذكر است كه طبق احادیث یاد مرگ و معاد درمان بسیاری از مشكلات و امراض روحی است. قرآن كریم هم یكی از عناوین و اسامی آن شفا [شفاء لما فی الصدور] (درمان بخش) است، 60 درصد آیاتش در باره معاد است.
نیایش و از خداوند متعال خواستن، در نیایش مكارم‌الاخلاق صحیفه سجادیه چنین آمده است. كه فرد گرفتار به فخر فروشی می‌توان هر روز چند مرتبه این دو جمله را تكرار كند و از خداوند بخواهد: «الهی هب لی معالی الاخلاق و اَعصمنی من الفخر»؛ خداوندا! صفات عالی اخلاقی را به من ببخش و مرا از فخرفروشی نگه دار!
نتیجه نهایی؛ این كه مد و مدگرایی كه باعث فخرفروشی و مباهات شود، ناروا خواهد بود.

* درمان مد گرایی افراطی

چنانچه مد ومدگرایی معتدل در صورتی كه در چهارچوب شرع و ارزش های ملی و فرهنگی باشد، مذموم نخواهد بود. اما مد گرایی افراطی یا خارج از چهارچوب شرع مذموم است و در صورت ابتلا بایستی از آن رهایی یافت. چون مدگرایی افراطی می‌تواند منجر به رشك و حسد ورزی، فشار و گرفتگی و ملال روحی وچندین ناخوشی و ناملایمات روحی دیگر شود. توان مالی افراد محدود است افراد و خانواده قادر نیستند هر روز با صرف هزینه‌های زیاد لباس یا لوازم زندگی كه تازه مد شده‌اند را بخرند مگر با به زحمت و تكلّف انداختن خود و خانواده.
به راستی می‌توان ادعا كرد كه مدگرایی افراطی نوع مرض و بیماری روحی است كه قبل از مزمن و علاج ناپذیر شدن آن بایستی به درمان و مداوا پرداخت. اما برخی از راه‌های درماناین بیماری عبارتند از:
1. معمولاً انسان‌هایی كه به لحاظ درونی و فكری پر نیستند، دچار مد گرایی افراطی می‌شوند. چون می‌خواهند خلاء روحی خود را با ظواهر و زینت های ظاهری پر كنند. به نظر می رسد ارتقاء فكری از طریق مطالعه و تفكر می توانند باعث ارتقای شخصیت بشود و دیگر فرد سراغ مد گرایی افراطی نرود. در این میان مطالعه كتاب‌های مورد تأیید اهل فن كه در قلمرو فلسفه، عرفان راستین و ... نقش به‌سزایی داشته دارد.
2. تفكّر در آیات و احادیثی كه به مذمّت و نكوهش ظواهر فریبنده زندگی دنیوی می‌پردازند. مانند:
وَفَرِحُواْ بِالْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا فِی الآخِرَةِ إِلاَّ مَتَاعٌ (رعد/26) «ولى آنان به زندگى دنیا شاد شده‏اند و زندگى دنیا در [برابر] آخرت جز بهره‏اى [ناچیز] نیست»

وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَرِزْقُ رَبِّكَ خَیْرٌ وَأَبْقَى (طه/131)

«و هرگز چشمان خود را به نعمت هایی كه به گروههایی از آنها داده ایم، مدوز. این ها شكوفه‌های زندگی دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم و روزی پروردگارت بهتر و پایدارتر است.»

لاَ تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِینَ (حجر/88)

و به آنچه ما دسته‏هایى از آنان [=كافران] را بدان برخوردار ساخته‏ایم چشم مدوز و بر ایشان اندوه مخور و بال خویش براى مؤمنان فرو گستر.

3.چنین نیست كه خداوند انسانها را به سر خود رها كرده باشد، بلكه حق تعالی الگوهایی معرفی فرموده است و از انسانها خواسته است از آن الگوها تبعیت كنند.مطالعه زندگی كسانی كه خداوند آنها را به عنوان الگو معرفی فرموده است. مانند همه پیامبران ، اوصیاء و ائمه معصومین(ع) و علما و صلحا و اولیاء الهی مانند حضرت مریم (علیها السلام)، می تواند افراد معتقد به دین را از فرو رفتن در مدگرایی افراطی باز دارد.
"لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا " (احزاب/20)
"قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏كند.

شیفتگان و مقلدان فرهنگ و تمدن غرب هم برای رهایی از مدگرایی افرطی، می‌توانند به جای تقلید از اقشار سطح پایین غرب از قشر فرهیخته غرب تقلید كنند. قشر فرهیخته غرب، اهل علم، اهل مطالعه، اهل تحقیق و پژوهش هستند نه اهل مدگرایی افراطی.

* دو نكته پایانی پیرامون مد و مدگرایی

1. «مد» یك بحث میان رشته ای‌است. به رشته‌های جامعه شناسی، روان شناسی، انسان‌شناسی، فقه، اخلاق، مربوط می‌شود. بنابراین بحث جامع و كامل درباره مد و مدگرایی بایستی با حضور كارشناسان این رشته‌ها صورت بگیرد.

2. زینت و تجمّل (زیبا سازی) را نبایستی با مد و مدگرایی خلط كرد. زینت و تجمّل با چارچوب خاص مورد تأیید و توصیه اسلام است.

نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین حسین هاشم‌نژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه





نوع مطلب : سراب فرهنگی، 
برچسب ها :