تبلیغات
سراب هویت - فراماسونری و نقش آن در تاریخ معاصر ایران
 
                                                          
درباره وبلاگ

هو المحبوب
با عرض سلام و خوش آمد گویی. وبلاگ سراب هویت حاصل تلاش گروهی دلسوز بوده که تلاش دارند با استفاده از تعالیم ولی امر مسلمین جهان گوشه ای از واقعیتها و ارزشهای انسانی را یادآور شوند. برآنیم هویت در معرض خطر انسانها را که در مرحله سراب است متذکر شویم. إن شاءالله بتوانیم هرچند کم در مقابل تهاجمات فرهنگی بی وقفه غرب بایستیم.
پل ارتباطی ما : sarabehoveyat@yahoo.com
بزودی سیستم پیامک راه اندازی خواهد شد
مدیر وبلاگ : سربازان گمنام
نویسندگان
نظرسنجی
تا چه حد با مسابقات یوروویژن آشنایی دارید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سرخط آخرین اخبار
لحظه شمار ظهور

تبلیغات

اسناد موجود در لژ بیداری گواه این مطلب است كه حتی تعیین یك حاكم محلی با تأیید لژ بیداری انجام می شده است. مثلا ادیب الممالك فراهانی در یك نامه از لژ اجازه می گیرد كه من را حاكم فسا كرده اند آیا من بروم یا نه؟ بعد هر اتفاقی كه آنجا می افتد به لژ گزارش می دهد.


 

فراماسونری و نقش آن در تاریخ معاصر ایران

 

ایرانیان وقتی به هندوستان سفر كردند اولین بار با فراماسونری آشنا شدند و این كلمه وارد ادبیات ما شد. یكی دیگر از مبادی ورودی فراماسونری عثمانی است. غیر از این ها سفرایی كه از ایران به خارج فرستاده شدند هم فراماسون می شوند و برمی گردند. اتفاقا در فراماسونری ایران یك یهودی زاده نقش اصلی را ایفا می كند و اولین فراماسون ایرانی فردی به نام «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» است كه متعلق به خانواده كلانتری است كه در زمان اینها یهودیان وارد دستگاه شدند و قصد داشتند ایران را به تصرف خود درآورند.

سفیر وقت انگلیس «سرگوراوزلی» در ایران با دو دستور وارد ایران می شود. یك دستور از جانب «جرج سوم» پادشاه انگلیس كه مأمور می شود اطلاعات جامعی از ایران تهیه و ارسال كند و دستور دوم او تأسیس لژ فراماسونری در ایران به نام «لژ اصفهان» بود.

سرگوراوزلی طی نامه ای كه به لندن می فرستد، می نویسد كه برای حفظ مستعمرات انگلیس، باید ایران در یك توحش و بربریت دائم نگه داشته شود. شاید منظور او حفظ جامعه ایرانی در وضعی آشفته، بی قانون و پراكنده است. به همین دلیل هرگاه ما خواستیم پیشرفتی به دست بیاوریم انگلیسی ها مانع شدند و حتی بعد از انقلاب هم آنها این سیاست را دنبال كردند.

اولین لژ فراماسونری كه در ایران به وجود آمد و همه بر آن اذعان دارند «فراموشخانه میرزا ملكم خان» است. در تأسیس این فراموشخانه چند چهره علنی و یك چهره پنهان داریم. چهره های علنی یكی همین میرزا ملكم خان است «جلال الدین میرزا» و «حاج سیاح» و تعدادی دیگر هستند كه عملكرد این جمعیت در راستای همان پراكنده و آشفته نگه داشتن شرایط اجتماعی ایران است.

 

قرارداد «رویتر» را میرزا ملكم خان و میرزا حسن خان سپهسالار با شخصی به نام «اسرائیل یوسفات» یك یهودی ظاهرا هندی تابع انگلستان منعقد می كنند كه در طی آن منابع زیرزمینی و روی زمینی ایران به مدت 70سال در اختیار بیگانگان قرارداده می شود. كاری كه حتی امپراطور انگلستان هم آن را باور نمی كرد كه واقعا چطور ممكن است یك حكومتی چنین كاری بكند؟!

بساط لژ میرزا ملكم خان با هوشیاری و غیرت حاج ملاعلی كنی برچیده می شود. حاج ملاعلی كنی حداقل دونقش برجسته در تاریخ ایران دارد كه یكی بر هم زدن قرارداد رویتر و دیگری برچیده كردن بساط لژ میرزا ملكم خان است. در سال 1317 هجری، بعد از مرگ ناصرالدین شاه یك انجمن به نام انجمن اخوت در ایران تشكیل می شود كه صورت ظاهری آن فعالیت های درویشی است و در خفا محل تجمع و تشكیل جلسات فراماسونری است.

اسناد موجود در لژ بیداری گواه این مطلب است كه حتی تعیین یك حاكم محلی با تأیید لژ بیداری انجام می شده است. مثلا ادیب الممالك فراهانی در یك نامه از لژ اجازه می گیرد كه من را حاكم فسا كرده اند آیا من بروم یا نه؟ بعد هر اتفاقی كه آنجا می افتد به لژ گزارش می دهد.

 

 فراماسونری و نقش آن در تاریخ معاصر ایران

 

ایرانیان وقتی به هندوستان سفر كردند اولین بار با فراماسونری آشنا شدند و این كلمه وارد ادبیات ما شد. یكی دیگر از مبادی ورودی فراماسونری عثمانی است. غیر از این ها سفرایی كه از ایران به خارج فرستاده شدند هم فراماسون می شوند و برمی گردند. اتفاقا در فراماسونری ایران یك یهودی زاده نقش اصلی را ایفا می كند و اولین فراماسون ایرانی فردی به نام «میرزا ابوالحسن خان ایلچی» است كه متعلق به خانواده كلانتری است كه در زمان اینها یهودیان وارد دستگاه شدند و قصد داشتند ایران را به تصرف خود درآورند.

سفیر وقت انگلیس «سرگوراوزلی» در ایران با دو دستور وارد ایران می شود. یك دستور از جانب «جرج سوم» پادشاه انگلیس كه مأمور می شود اطلاعات جامعی از ایران تهیه و ارسال كند و دستور دوم او تأسیس لژ فراماسونری در ایران به نام «لژ اصفهان» بود.

سرگوراوزلی طی نامه ای كه به لندن می فرستد، می نویسد كه برای حفظ مستعمرات انگلیس، باید ایران در یك توحش و بربریت دائم نگه داشته شود. شاید منظور او حفظ جامعه ایرانی در وضعی آشفته، بی قانون و پراكنده است. به همین دلیل هرگاه ما خواستیم پیشرفتی به دست بیاوریم انگلیسی ها مانع شدند و حتی بعد از انقلاب هم آنها این سیاست را دنبال كردند.

اولین لژ فراماسونری كه در ایران به وجود آمد و همه بر آن اذعان دارند «فراموشخانه میرزا ملكم خان» است. در تأسیس این فراموشخانه چند چهره علنی و یك چهره پنهان داریم. چهره های علنی یكی همین میرزا ملكم خان است «جلال الدین میرزا» و «حاج سیاح» و تعدادی دیگر هستند كه عملكرد این جمعیت در راستای همان پراكنده و آشفته نگه داشتن شرایط اجتماعی ایران است.

 

قرارداد «رویتر» را میرزا ملكم خان و میرزا حسن خان سپهسالار با شخصی به نام «اسرائیل یوسفات» یك یهودی ظاهرا هندی تابع انگلستان منعقد می كنند كه در طی آن منابع زیرزمینی و روی زمینی ایران به مدت 70سال در اختیار بیگانگان قرارداده می شود. كاری كه حتی امپراطور انگلستان هم آن را باور نمی كرد كه واقعا چطور ممكن است یك حكومتی چنین كاری بكند؟!

بساط لژ میرزا ملكم خان با هوشیاری و غیرت حاج ملاعلی كنی برچیده می شود. حاج ملاعلی كنی حداقل دونقش برجسته در تاریخ ایران دارد كه یكی بر هم زدن قرارداد رویتر و دیگری برچیده كردن بساط لژ میرزا ملكم خان است. در سال 1317 هجری، بعد از مرگ ناصرالدین شاه یك انجمن به نام انجمن اخوت در ایران تشكیل می شود كه صورت ظاهری آن فعالیت های درویشی است و در خفا محل تجمع و تشكیل جلسات فراماسونری است.

فراماسونری با تأكید بر پلورالسیم و نسبی گرایی فرصتی ایجاد می كند تا دگراندیشان و ساختارشكنان بتوانند در آن حضور پیدا كنند.

سال1322 هجری قمری زمینه های تأسیس اولین لژ رسمی به وجود می آید. عقیده بر این است كه لژ ملكم خان رسمی نبوده در تأسیس لژ بیداری عناصر دگراندیش و یهودیان نقش داشتند. یهودیان مدارسی در سراسر جهان ایجاد كردند به نام آژانس اسرائیلیان. این مدارس را یهودیان فرانسه در ایران تأسیس كردند، هفت استاد این مدارس در زمره مؤسسین لژ بیداری هستند. به اضافه اردشیر جی جاسوس و محمدعلی فروغی و تقی زاده و بقیه كه در لیست لژ بیداری اسامی شان ذكر شده است. از این تاریخ یعنی 1324 هجری فراماسونری در ایران به دو شاخه تقسیم می شود. دو شاخه اعتدالی و افراطی، شاخه اعتدالی را عباسقلی خان آدمیت اداره می كند و شاخه افراطی را اردشیر جی. درگیر و دار مشروطه دسته اول برای آرام كردن جامعه به سمت مذاكره با محمدعلی شاه می روند و تحولات را در درازمدت دنبال می كنند. اما شاخه افراطی در تمام اغتشاشات مشروطه نقش داشتند.

این جانب اصل مشروطه را حركت مثبتی برای ملت می دانم. اما طیف های مختلفی در این جریان حضور داشتند كه حضور این طیف ها نسبت به اهداف این جریان بدبینی ایجاد می كند.

یكی از جرقه های مشروطه چوب خوردن تجار قند در تهران بود. اسناد تاریخی نشان می دهد محرك علاءالدوله حاكم تهران، در چوب زدن میرزاهاشم قندی كه یكی از تجار قند بوده فردی به نام میرزا حسن خان رشدی، یك فراماسونر است و بنا به نقلی پدر مدارس جدید نیز است.

پس از چوب زدن تجار تهران، مردم شورش و به این عمل اعتراض می كنند. میرزا ملك منصور (شاه السلطنه) پسر مظفر الدین شاه كه یك فرماسونر است به صدراعظم مراجعه می كند و به جای اینكه آشوب را آرام كند عین الدوله را تحریك می كند به ایستادن جلوی مردم كه این واقعه منجر به كتك خوردن بعضی علما و عصبانیت بیش از حد مردم و حتی كشته شدن «عبدالحمید» روحانی جوان می شود و آتش مشروطه اینگونه برافروخته می شود و اداره امور را از دست نخبگان اصیل و متفكران و روحانیت شیعه خارج كرد و بدست مجامع ماسونی داد. از آن روز تا كودتای 1299 و بعد از آن، ایران روی آرامش را ندید. هر وقت ایرانی ها خواستند به توافق برسند فراماسونرها با توطئه گری مانع شدند و كار را به، به توپ بستن مجلس كشاندند و باعث دخالت گسترده انگلیس و روسیه در ایران شدند و با تحصن در سفارت روسیه و انگلیس ماهیت غیربومی و غیرملی به انقلاب مشروطه ایران دادند و با فتح تهران عملا كنترل ایران را به دست آوردند.

ملكم خان در خدمت صهیونیسم بود و هیچ اعتقادی به ادیان ثلاثه (نه اسلام، نه مسیحیت نه یهودیت) نداشت. در خاطرات ناصرالدین شاه آمده كه در پاریس یا لندن ملكم خان، روچیلد را به دیدن ما آورد و روچیلد در خصوص وضعیت یهودیان از حكومت وقت امتیازاتی می خواستند. ناصرالدین شاه به آنها می گوید چرا نمی روید فلسطین را بخرید و یهودیان را در آنجا جمع كنید و بعدها تاریخ نشان داد كه آنها چنین تصمیمی داشتند. چون «تئودور هرتزل» كه نزد سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی رفته بود از او می خواهد كه اجازه مهاجرت یهودیان به فلسطین را بدهد و بهای سنگینی نیز تقبل می كند. حاضر می شود تمام بدهی خارجی امپراطوری عثمانی را بپردازد و 8 كشتی طلا به امپراطوری بدهند و در ازای چنین مبالغ هنگفتی فقط اجازه مهاجرت و اسكان در فلسطین را می خواستند. اما عبدالحمید نمی پذیرد و همین موجب واژگونی دولت او می شود.

در توطئه سرنگونی حكومت سلطان عبدالحمید و فروپاشی امپراطوری عثمانی سه بخش به خوبی با همدیگر همكاری می كنند: دسته اول روشنفكران هستند. دسته دوم یهودیان و دسته سوم بهائیان ایران هستند. بهائیان كه در دوره ناصرالدین شاه از ایران رانده می شوند به بغداد می روند و به بهانه نزاع میان بابیه و بهائیه، بهائیان به عكا (فلسطین اشغالی) می روند و بابیه به قبرس.

سال 1327ه. اوج حاكمیت بهائیان است و آن ها كمك های بی شائبه به دستگاه اطلاعاتی و ارتش انگلستان می كنند. به همین دلیل است كه عباس افندی بعد از اینكه امپراطوری عثمانی از هم می پاشد به لقب «سر» ملقب می شود.

اسناد موجود در لژ بیداری گواه این مطلب است كه حتی تعیین یك حاكم محلی با تأیید لژ بیداری انجام می شده است. مثلا ادیب الممالك فراهانی در یك نامه از لژ اجازه می گیرد كه من را حاكم فسا كرده اند آیا من بروم یا نه؟ بعد هر اتفاقی كه آنجا می افتد به لژ گزارش می دهد.

حتی تدوین قانون اساسی را نیز آنها انجام می دهند؛ برپایه ترجمه قانون اساسی كشورهای فرانسه، بلژیك، انگلستان، توسط تقی زاده، فروغی و سیدنصرالله تقوی انجام شد. و این سه نفر از اعضای اصلی لژ بیداری ایران هستند. نظام حقوقی ایران كه به سمت سكولاریستی شدن پیش می رود زیر نظر اینان بوده است. اوضاع حقوقی و قضایی و عمده تحولات زیر نظر این سه تن شكل می گیرد مشیرالدوله پیرنیا (میرزا حسن خان) به لژ «گرانداوریا» نامه می نویسد و می گوید ما می خواهیم تغییرات گسترده قضایی و حقوقی در ایران ایجاد كنیم. شما یك حقوقدان به ما معرفی كنید و آنها نیز «مسیو پرنی» را به ایران می فرستند. و تحولات حقوقی در ایران اتفاق می افتد كه میرزا علی اكبر خان داور آن را به اوج می رساند. به هر حال امری نیست كه دخالت اینها در آن نباشد. از به دار زدن شیخ فضل الله نوری توسط همین كمیته فراماسونری- كه یك طرف آن یپرمن خان ارمنی و طرف دیگر آن شیخ ابراهیم زنجانی یهودی زاده است در كسوت روحانی، و از 12 نفر كمیته انقلابی، 9 نفر عضو لژ بیداری هستند- تا كودتای 1299 توسط اینان صورت می گیرد.

فاتحین تهران قصد تحولات فرهنگی سیاسی را دارند و دولت را نیز در دست دارند. با زور می خواهند دولت مدرن را در ایران سر كار بیاورند و پروژه مدرنیزاسیون را در ایران اجرا كنند همان روشنفكرانی كه در عهد قاجار دم از قانون و آزادی می زدند الان در خدمت لژ بیداری و در فكر تحولات گسترده هستند. كشتار علما و برخورد با جریانات فایده نمی كند. بنابراین از سال 1292 تا 1299 ایجاد دولت مدرن و دیكتاتوری نو را ترویج می كنند.

 

 

كودتای 1299 یك كودتای ماسونی است كه همه طیف ها در آن حضور دارند: بهایی ها، یهودی ها، مسیحی ها، علی اللهی ها، صوفی ها و اردشیرجی كه در خاطرات خود به صراحت گفته همه كاره كودتای 1200 من بودم. و ارتباط او با كانون های یهودی كاملا مشخص شده است.

و در دوره پهلوی دوم انتقال قدرت از پهلوی اول به دوم توسط یك فراماسونر به نام محمدعلی فروغی انجام می گیرد. در سال 1947 لژ بزرگ تشكیل می شود و در سال 1948 لژ عالی اسكاتی و قریب به 50، 60 لژ فراماسونری در آن زمان در ایران فعال هستند كه حدود 5 هزار نفر عضو دارد كه در همه اركان حكومتی حضور دارند. نمایندگان سنا، مجلس، رؤسای دانشگاه ها، وزرای كابینه و حتی در میان بازرگانان و سفرا و غیره.

 

 

وقوع انقلاب اسلامی باعث تعطیل شدن لژهای فراماسونری در ایران شد اما تفكر فراماسونری در قالب های لیبرالیسم، پلورالیسم، نسبی گرایی و... ترویج شد و هنوز هم به قوت هر چه تمامتر ترویج می شود.





نوع مطلب : شیطان پرستی و فراماسونری، 
برچسب ها :